در اخبار خواندم که نسرین ستوده در زندان برای زندانیان کلاس های آموزش حقوق شهروندی گذاشته. پیش از آن خبر مربوط به نگارش نامه خطاب به فرزندش بر روی دستمال کاغذی را خوانده بودم. و همه اینها پس از 4 ماه رنج و پایداری و اعتصاب غذاست. براستی در برابر بزرگی چنین انسانی چگونه میتوان واکنش نشان داد که سزاوار این بزرگی باشد. مانده ام که امثال برادران لاریجانی وقتی این خبرها را می خوانند عرق شرم بر پیشانی شان نمی نشیند؟ همسران و دختران شان تاب این همه ناجوانمردی همسران و پدران شان را می آورند؟ باری نام نسرین را بزرگ بداریم و برایش هر آنچه در توان داریم دریغ نکنیم. پیوستن به صفحه فیس بوک حمایت از وی گام کوچکی است که شما را به آن تشویق می کنم.
Saturday, 28 May 2011
جنوین کردن ویندوز 7
اگر به مشکل جنوین نبودن ویندوز 7 برخورده اید ساده ترین راه حل در دانلود و اجرای لینک زیر است.
Tuesday, 26 April 2011
قرآن ایرانی
نظر به اینکه اینجانب از دوستان نزدیک جناب رحیم مشایی هستم و در قرائت ایرانی از اسلام با ایشان کاملا همداستان بوده و به اتفاق ریاست محترم جمهوری از ارادتمندان ایشان می باشیم ، اخیرا آقای رحیم مشایی که ارتباطات ایشان با عالم غیب مسبوق به سابقه است آیاتی را که اخیرا بر ایشان نازل گردیده بر من قرائت نمودند و بر اینجانب منت گذارده به عنوان کاتب وحی رخصت انتشار دادند. ذیلا سوره مبارکه کلاغ به عرض مبارکتان میرسد، شان نزول این سوره همانا جریانات اخیر وزارت اطلاعات و دخالت شخص رهبری در عزل و نصب وزیر و کج فهمی ایشان در باب منسوخ شدن قرائت اسلام فقاهتی می باشد.
قل اعوذ برب الکلاغ * من شر هذاالقائد الچلاق * الذی هو کالالاغ * هو لا یفهم الا به یک سیاق * لایستدرک العصر و لا فی الباغ * جلست بدور منقل و الاجاق * و لا یفهم شرط البلاغ * الم تر کیف هذا السوره یقدر بلینک الداغ
به استناد سوره فوق الذکر ادعای نبوت تمام مدعیان کاذب چه در ایران و چه در عربستان باطل بوده و مقام نبوت جناب رحیم مشایی مورد گواهی است. هر کس در مقام محاجه براید باید بتواند سوره ای - نه بلکه آیه ای - به این فصاحت و بلاغت عرضه بدارد.
Friday, 8 April 2011
راه دشوار آزادی؟
می گویند آزادی راه دشواری است. پر از نبرد و فتح و شکست. پر از خون و رنج. اما به گمانم راه تازه ای پیدا کرده ام. نیازی
نیست چون آن عاشق آشفته موی آواره امریکای لاتینی به خود سخت بگیرید یا چون آن مرد سیاه زندگی در دیوارهای ستبر تو در تو را پیشه خود سازید.
به گمانم راه آسان تری موجود است. این نبرد فتج قلمرویی است به حجم 1130 سانتیمتر مکعب به گفته حضرت ویکیپدیا. کشوری محصور در استخوان جمجمه. انتهای ستون مهره ها و متصل به مایع نخاعی ات.
خوب. برخیز و فتحش کن. چطور؟ شاید بگویی سالهاست فرمانروای بلامنازع این سرزمین کوچکی اما....
شک دارم. وقتی می بینم خود را شیفته آزادی و تجدد می دانی و بعد پیکرت زاویه قائمه می شود تا در برابر حاج آقایی کمر خم می کنی تا گره از کارت بگشاید، وقتی لبانت را به صورت زمخت و کاکتوس وارش می چسبانی تا این عید سعید و آن عید مبارک را تبریک گویی، وقتی در فلان مراسم گوسفند قربانی می کنی و ساعتی بعد به عالم الوهیت می خندی، وقتی برای همسایه ات که از عتبات برگشته پارچه ای آویزان می کنی و تهنیت عرفانی از کلامت شره می کند و ساعتی بعد به ریشش می خندی، وقتی سفره فلان و بهمان راه می اندازی و شبش را تا صبجگاه به عرق خوری می گذرانی، وقتی از پیشرفت ینگه دنیا غبطه می خوری و به مردم فحش می دهی که گاو و الاغ هستند و بی تمدن اما تن به تراپی بی همتای حجامت می دهی و هنوز در سردی و گرمی و بلغم و سودا سرگردانی، ،وقتی در خلوت خود همه لذت ها را مباح می دانی اما خیلی آسان در توصیف زن یا دختری عبارات "افتضاح" و "خراب" به کار می بری، وقتی رشوه می دهی، وقتی تمام رویاهای جوانیت را خام خیالی می خوانی و بر بلوغ عقل حسابگر چرتکه اندازت غره می شوی، شک می کنم این قلمرو کوچک را فتح کرده باشی. این پیش شرط فتح جهان بزرگ تری است. امید دارم که این کلمات نیشتری
بر باسن فربه آرزوهای کوچکت باشد.
"عاریت گرفته از شبکه های اجتماعی"
Sunday, 20 March 2011
بهار دیگر بار رسید، بی شاملو، بی ندا، بی سهراب ...شکست زمستان را اما به انتظار نشسته ایم
وارطان
بهار ، خنده زد و ارغوان شکفت
در خانه ، زیر پنجره ، گل داد یاس پیر
دست از گمان بدار
با مرگ نحس پنجه میفکن
بودن به از نبود شدن خاصه در بهار
وارطان سخن نگفت ؛
سرافراز ، دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت
وارطان سخن بگو
مرغ سکوت ، جوجه مرگی فجیع را در آشیان به بیضه نشسته ست
وارطان سخن نگفت ؛ چوخورشید
از تیرگی درآمد و در خون نشست و رفت
وارطان سخن نگفت
وارطان ستاره بود
یک دم در این ظلام درخشید و جست و رفت
وارطان سخن نگفت
وارطان بنفشه بود ، گل داد و مژده دادوار
"زمستان شکست" و رفت
----زنده یاد احمد شاملو ----
شتاب گرفتن تغییرات ژئوپولیتیکی در خاورمیانه وشمال افریقا و چشم انداز موقعیت ایران
قدرت های بزرگ غربی تهاجم نظامی به لیبی را آغاز کردند. برای دیکتاتور لیبی نمی توان سرنوشت چندان متفاوتی از صدام حسین متصور شد. تشدید تنش ها در بحرین دامنه بحران را به روابط کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با جمهوری اسلامی گسترش داده و این در حالی است که هیلاری کلینتون همین امروز ایران را از مداخله در امور داخلی کشورهای عربی بر حذر داشت. در همین شرایط تلاش رژیم ایران در جابجا کردن تسلیحات شدت گرفته و روز نیست که خبر از کشفیات قاچاق اسلحه جمهوری اسلامی توسط نیروهای نظامی دیگر کشورها منتشر نشود. با آغاز حرکات اعتراضی در سوریه که منجر به کشته شدن تعدادی از مردم بدست عوامل حکومتی شد ، تمایل سوریه به سوق دادن افکار عمومی سوریه و منطقه به یک تنش بین المللی با طرفیت اسراییل دور از ذهن نیست و در همین فضاست که خبرهایی از تشدید درگیری های نظامی بین اسراییل و حکومت حماس می رسد. شتاب این تحولات به گونه ای فزاینده در حال تغییر دادن جغرافیای سیاسی منطقه است و دشمنان و رقبای قدیمی را به سرعت به سمت چینش جدید مهره ها و آرایش جدید نیروها می کشاند چرا که همه طرف های درگیر بیشتر و بیشتر به سمت فضای تسویه حساب سوق پیدا می کنند.
در حالیکه تصور بر آن بود که با بازدارندگی روسیه و چین در معادلات بین المللی و حاکمیت دمکرات نرم خویی همچون اوباما در آمریکا وقوع جنگی جدید چندان محتمل نیست ، اکنون می بینیم که جنگ در لیبی با سرعتی شگفت آور آغاز شده و از آن شگفت آورتر اینکه انگیزه مداخله قدرت های غربی و متحدان عرب آنها حمایت از مردم لیبی عنوان شده است ، واکنشی که غرب حتی در جریان لاکربی برای تنبیه قذافی نشان نداد.
جمع بندی این مقدمات چنین نتیجه ای را بسیار محتمل میکند که تداوم و تشدید تضادها در منطقه خلیج فارس آبستن جنگی جدید در این منطقه می تواند باشد. هر یک از طرفین این جنگ انگیزه خاص خود را برای ورود در این معرکه خواهند داشت. از هم اکنون افکار عمومی همه کشورهای منطقه ،از ایران گرفته تا عربستان ، از یمن تا بحرین، و از عمان تا سوریه باید هوشیار باشند تا در صورت وقوع چنین حالتی به جای افتادن به دام ناسیونالیسم و تبدیل شدن به گوشت دم توپ حاکمان فاسد کشورهایشان ، از اهرم جنگ برای سرنگونی حاکمان فاسد و باز کردن راه دمکراسی استفاده کنند.
Saturday, 19 March 2011
چرا به تمام لینک های عوامل جمهوری اسلامی منفی میدهم؟
دغدغه کاربران اینترنتی که وظیفه حمایت از جمهوری اسلامی را بدوش دارند حقیقت نیست. البته که ما حق خفه کردن کسی را به جرم اینکه دغدغه حقیقت را ندارد ، دارا نیستیم. حتی اینکه کسی در فضای مجازی یا واقعی پول میگیرد و قلم میزند دلیل موجهی برای شکستن قلمش نیست. اما اگر کسی از آزادی بیان و آزادی رسانه استفاده کند به قصد نابود کردن آزادی بیان و رسانه به آن قلم و آن رسانه نباید اجازه ظهور و بروز داد. دقیقا به همین دلیل است که در دمکراتیک ترین دولت های اروپایی نیز احزاب فاشیست اجازه فعالیت قانونی ندارند. هیلتر از یک مسیر دمکراتیک به قدرت رسید و دمکراسی را نابود کرد. اگر مردم آلمان پس از به قدرت رسیدن فاشیسم هیتلری از طریق یک فرایند دمکراتیک دریافتند که دیگر نباید اجازه فعالیت قانونی به فاشیسم بدهند ما هم اینک با فاشیسم بالفعل جمهوری اسلامی رو در روییم که اجازه هر گونه فعالیت قانونی را از اپوزیسیون سلب کرده. در چنین شرایطی بسیار مضحک است که به بهانه آزادی بیان به قلم به مزدهای فاشیسم اسلامی اجازه عرض اندام در رسانه هایی داده شود که توسط همان حکومت فیلتر میشوند و حکم گردانندگان آنها در بیدادگاه های اسلامی اعدام است. به همین دلیل است که صرف نظر از محتوای لینک کارگزاران رسانه ای جمهوری اسلامی به همه آنها منفی میدهم و این برخورد را در تناقض با شعار خود در صفحه شخصی ام (آزادی بیان بی هیچ تبصره ای ) نمی یابم.
Subscribe to:
Posts (Atom)